رادیو SBC استرالیا- در حالی که طی روزهای اخیر بسیاری از رسانههای جهان از نهایی شدن توافق میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده خبر دادهاند و برخی رهبران و مقامهای بینالمللی از آن استقبال کردهاند، یک پرسش اساسی همچنان بیپاسخ مانده است: در این توافق، جای مردم ایران کجاست؟
آنچه تاکنون از سوی مقامهای دو طرف مطرح شده، بیش از آنکه تصویری روشن از یک توافق نهایی ارائه دهد، مجموعهای از روایتهای متناقض و گاه ناسازگار است. مقامهای آمریکایی از یک توافق سخن میگویند و مقامهای جمهوری اسلامی از توافقی دیگر. هر طرف تلاش میکند آن را به عنوان یک پیروزی برای افکار عمومی خود معرفی کند. نتیجه این وضعیت آن است که هنوز هیچکس بهدرستی نمیداند مفاد واقعی توافق چیست و هر دو طرف دقیقاً چه تعهداتی پذیرفتهاند.
با این حال، چیزی که بیش از همه جلب توجه میکند، غیبت کامل مردم ایران در این روایتهاست.
در تمام بحثهای مطرحشده درباره این توافق، از تحریمها، برنامه هستهای، صادرات نفت، داراییهای بلوکهشده، امنیت منطقه و ثبات بازار انرژی سخن گفته میشود. اما کمتر کسی درباره میلیونها ایرانی صحبت میکند که طی سالهای گذشته هزینه این بحران را پرداخت کردهاند؛ مردمی که زیر فشار تورم، سقوط ارزش پول ملی، تحریمها، محدودیتهای اجتماعی، سرکوب سیاسی و ناامیدی گسترده زندگی کردهاند.
برای بسیاری از دولتها، موفقیت این توافق به معنای کاهش خطر جنگ در خاورمیانه، آرام شدن بازارهای جهانی و کاهش تنشهای منطقهای است. این اهداف از منظر منافع بینالمللی قابل درک هستند. اما برای بسیاری از ایرانیان، مسئله اصلی هرگز فقط پرونده هستهای نبوده است. مسئله اصلی زندگی روزمره مردمی است که دهههاست بهای رویارویی جمهوری اسلامی با جهان را پرداخت میکنند.
شاید به همین دلیل باشد که فضای کنونی برای بسیاری از ایرانیان یادآور روزهای توافق برجام است. توافقی که در زمان امضای آن نیز با جشن و امیدواری گسترده همراه بود. در آن زمان نیز وعده داده میشد که فصل تازهای آغاز خواهد شد و بسیاری از مشکلات پایان خواهد یافت. اما چند سال بعد، دونالد ترامپ همان توافق را «فاجعهبار» خواند، از آن خارج شد و آن را پاره کرد. اکنون همان فرد از توافقی جدید سخن میگوید و آن را موفقیتی بزرگ معرفی میکند.
این پرسش همچنان پابرجاست که اگر برجام آنچنان توافق بدی بود که باید کنار گذاشته میشد، چه تضمینی وجود دارد که توافق جدید چند سال دیگر با تغییر دولت در آمریکا یا تغییر شرایط سیاسی دوباره به همان سرنوشت دچار نشود؟
واقعیت این است که هیچ توافقی روی کاغذ، به خودی خود، تضمینکننده آینده نیست. آنچه اهمیت دارد تأثیر واقعی آن بر زندگی مردم است. اگر نتیجه این توافق صرفاً کاهش فشار اقتصادی بر حکومت، آزادسازی منابع مالی و بازگشت بخشی از مبادلات اقتصادی باشد، بدون آنکه تغییری در وضعیت حقوق شهروندان، آزادیهای سیاسی و شرایط زندگی مردم ایجاد شود، بسیاری از ایرانیان حق خواهند داشت که با تردید به آن نگاه کنند.
در روزهایی که سیاستمداران برای موفقیت دیپلماتیک خود پیام تبریک ردوبدل میکنند، شاید بد نباشد این پرسش نیز مطرح شود که آیا کسی از مردمی که دههها هزینه این بحران را پرداخت کردهاند نیز نظرخواهی کرده است؟
شاید بزرگترین تناقض این توافق نه در بندهای محرمانه و مفاد نامشخص آن، بلکه در همین واقعیت نهفته باشد: همه درباره ایران سخن میگویند، اما کمتر کسی درباره ایرانیان سخن میگوید.
توافق احتمالی میان واشنگتن و تهران ممکن است برای دولتها یک موفقیت سیاسی باشد، ممکن است برای بازارهای جهانی یک خبر خوب باشد و حتی ممکن است خطر یک درگیری نظامی را کاهش دهد. اما تا زمانی که تأثیر آن بر زندگی واقعی مردم ایران روشن نشود، جشن گرفتن آن برای بسیاری از ایرانیان زودهنگام خواهد بود.
در میان تمام بیانیهها، تبریکها و اعلام پیروزیها، هنوز یک سؤال بیپاسخ باقی مانده است: آیا این توافق برای مردم ایران است، یا فقط درباره ایران؟
خبر: رادیو اس بی سی استرالیا
Copyright © Radio SBC Australia. All Rights Reserved Seven Broadcasting Corporation